بهار نارنج

عشق یعنی حالت خوب باشه
۲۶۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روزنوشت» ثبت شده است
آلباتروس
آلباتروس سه شنبه, ۶ تیر ۱۴۰۲، ۰۴:۵۹ ب.ظ

246 ( روزنوشت ) 06 / تیر / 1402 - سه شنبه

پست ثابت آپدیت شد 

آیدی تلگرامم ، وقتی ساختم اضافه میکنم . اینجا اومدن گاهی سخته برای همین شاید کانال تلگرام زدم .

150 تا تقریبا ستاره روشن داشتم ، همه رو باز کردم کوتاها رو خوندم اما هیچ رمقی ندارم . باورم نمیشه نصفشون رو شایدم همشون رو بعد از خوندن به خودم میومدم و میدیدم هیچی نفهمیدم . بعضی ها رو فقط در حد لایک ، منه معروف به کامنت گذار دیگه حوصله کامنت گذاشتن ندارم واقعا . البته اینجوری نمیمونه ، درست میشم بالاخره . همه وبلاگا رو در حد یه خط که میخوندم شاید هیشکی نبود که مثبت نوشته باشه . 99 % نوشته ها از غم و نارضایتی و مشکلات و این چیزا . اوناییم که خاطرات خوش بود ، دو تا پست میرفتی پایینتر بالاخره یه نارضایتی پیدا میشد . باورم نمیشه چقدر همه مثل همیم . تعجبیم نداره البته . چون هممون مشترکن ایرانیم . از مشکلات هیشکی خوشحال نمیشم اما حداقل اینکه تنها بدبخت ایران من نیستم هم باعث میشه کمتر احساس تنهایی کنم . ولی یه چیز رو حداقل از نظر خودم با قاطعیت میتونم بگم ... 

به جز سوگِ عزیز و بیماری ، تقریبا تمام مشکلات با پول حل میشه . 

یاسمن گلی :) شروین ‌‌‌‌‌‌‌‌‌ عارفه صاد
Last Comments :
آلباتروس
آلباتروس شنبه, ۳ تیر ۱۴۰۲، ۰۶:۲۵ ب.ظ

245 ( روزنوشت )

نمیدونم چرا اینجوری شدم ، فقط میدونم مثل قبل نیستم ، خیلی بدتر از قبل شدم . حوصله خوندنم ندارم حتی . از اون حالایی که میدونی چته اما نمیدونی . روحم تا حالا انقدر خسته نبوده . خستم . 

Last Comments :
آلباتروس
آلباتروس پنجشنبه, ۱ دی ۱۴۰۱، ۰۵:۵۹ ق.ظ

242 ( روزنوشت ) پدرخوانده ( خطر اسپویل )

سلام سلام امیدوارم عالی باشید

یلداتون با تاخیر مبارک ، هر چند که یلدای امسال با همه سال ها متفاوت بود . امیدوارم سال بعد حال همه خوب باشه .

امشب نوبت مامان بود که بمونه پیش مامان بزرگ منم شانسی متوجه شدم که قسمت اول " پدر خوانده " منتشر شده و نشستم به تماشا .

به جرات میتونم بگم بهترین قسمتی بود که در طول تمام مدتی که این بازی پخش میشد دیدم . واقعا دیگه از این بهتر نمیشد .

و این بازی دو تا دیالوگ فوق العاده داشت ...

Donya Dev Amir chaqamirza
Last Comments :
آلباتروس
آلباتروس يكشنبه, ۱۳ آذر ۱۴۰۱، ۰۱:۴۲ ب.ظ

240 ( روزنوشت ) 13 / آذر / 1401 - یکشنبه

سلام سلام سلام . امیدوارم روزی برسه که هممون با همه اختلاف ها در کنار هم حالمون خوب باشه .

امروز یکم پر تنش شروع شد برام . از دیشب دوباره تصمیم گرفتم برنامم رو یکم جدی تر شروع کنم هر کدوم رو اگر وقت ندارم یا به هر دلیلی نتونستم انجام بدم ، فقط 5 دقیقه بهش اختصاص بدم . قطعا روزی 5 دقیقه از هیچی خیلی بهتره . مثلا روزی حتی 1 صفحه متاب خوندن از روزی هیچی کتاب نخوندن قطعا خیلی بهتره . یا مثلا اگر به هر دلیلی دل و دماغ زبان تمرین کردن رو نداشتم ، روزی فقط 5 دقیقه بهش اختصاص بدم . دیگه روزی 5 دقیقه رو همه تایم دارن هر کی بگه نه خودشو گول زده . 

اما دلیل تنش امروز ...

یاس گل عارفه صاد
Last Comments :
قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ---- ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ---- ۵۱ ۵۲ ۵۳ بعدی
Made By Farhan TempNO.7