312
سلام . امروز بالاخره همه دید و بازدید و گردش ها تموم شد و هرکی رفت سر زندگی خودش . امروز رو به خودم استراحت دادم ولی فردام نیاز به استراحت دارم تا این 3 هفته تعطیلی رو هضم کنم . مریم موهامو کراتین کرد . خیلی راضیم . خیلی لخت و براق شده . من چون هیچ علاقه ای به بعضی از این گردش ها ندارم واقعا انرژی زیادی ازم میره تا مقاومت کنم و نرم یا وقتی میرم سعی کنم یه گوشه بشینم . این زندایی آخریم هروقت که میان انرژی زیادی ازم میره . نه که هرکاری که میکنن منم پایه هستمااا ولی همینکه راضیشون کنم منو بیخیال خودتون بازی کنید ، همینم کلی انرژیمو میگیره . به هر حال هر چی بود تموم شد . فکر میکردم پول بیشتری دستمو بگیره ولی کلا 2 یا نهایتا 2 و نیم موند از کل پولم . دوست داشتم از خونه میتونستم پول در بیارم ولی هنوز که نشده . تا پول نباشه انگیزه هیچ کاری ندارم . شاید کارام رو انجام بدم اما روحیه و انگیزه م به شدت پایینه . کانال یوتیوبم رشد نمیکنه . شاید یه کانال جدید زدم و کتاب معرفی کردم توش . اینم اگه نگیره واقعا نمیدونم دیگه چیکار باید بکنم . بعضی وقتا فکر میکنم کاش مرگ درد نداشت ، راحتتر میشد بهش فکر کرد . فردا هم استراحت میکنم از پسفردا به روتین زندگیم برمیگردم . مثل قبل ، روزی یک درس آلمانی با اشکان . 3 هفته س آلمانی نخوندم باید اولش یکم مرور کنم . انگلیسی رو هم تصمیم گرفتم جدی تر بخونم . کتابی که سال قبل قرار بود تموم کنم و نتونستم رو باید زودتر بخونم تا بتونم کتاب های جدیدم رو شروع کنم . دلم میخواد همشون رو امسال تموم کنم . دلم یه رمان فول عاشقانه ی جذاب میخواد که آخرشم غمگین نباشه . روحه م خسته س ، خیلی خسته .